محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى

456

آثار عجم ( فارسى )

8 . ر ك : درياچهء مهارلو ، درياچه نمك در فارسنامهء ناصرى ، چاپ امير كبير ، صفحهء 1601 . 9 . ر ك : فارسنامهء ناصرى ، امير كبير ، صفحهء 1072 . 10 . همان رودخانهء قره آغاج است كه در فارسنامهء ناصرى آمده است كه : در مملكت فارس ، رودخانه‌اى به اين درازا نباشد . ابتداى آن را قره آغاج و انتهاى آن را كه به درياى فارس مىريزد ، رودخانهء مند مىگويند . و در ميانه ، هر جايى را ، به مناسبت ، نامى گذاشته‌اند . آب چشمهء كان زرد و آب چهل چشمهء كوه مرّه و چشمه سرخرك ، در قريهء زنيان كوه مره شكفت به هم پيوسته ، رودخانه قره آغاج شود ؛ پس نزديك به 12 فرسخ ميانهء جنوب و مشرق رفته ، از نواحى كوه مرّه شكفت گذشته ، به قريهء ديور سياخ رسيده ، رودخانهء سياخ شود . ( صفحهء 1611 ، چاپ امير كبير ) . 11 . در فارسنامهء ناصرى آمده است كه : او فرزند ميرزا محمّد على مشير الملك است و در سال 1326 در شيراز متولّد شده و در سال 40 و اند به اصفهان رفته و در سال 52 و 53 و 54 ، ضابطى بلوك خفر و صيمكان و رامجرد را داشته ؛ سپس از شيراز به كرمانشاه رفته و از آنجا به عتبات عاليات عزيمت كرده و به شيراز بازگشته و در سال 62 ، پس از وفات پدرش ، به منصب پيشكارى وزارت و لقب مشير الملكى رسيده و بر مسند وزارت ، متمكّن شده است و تا سال 1293 ، بىتخلّل ، رياست وزارت داشته و بسيار قدرتمند بوده است ؛ سپس به سعايت دشمنان ، عزل شد و در رمضان 1293 ، در عمارت ديوانى محبوس شد و پس از رهايى ، به مكّه و مدينه رفته و به شيراز بازآمد و در صفر سال 1303 ، در شيراز وفات يافت و جنازه‌اش را به عتبات عاليات بردند . از آثار خير اوست : مسجد مشير الملك ، كاروانسراى مشير ، كاروانسراى برازجان ، كاروانسراى مشيرى در خان‌زنيان ، پل رودخانهء دالكى و خان‌زنيان . . . ( ص 1072 و 1073 ، چاپ امير كبير ) .